چاپ        ارسال به دوست

به مناسبت چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی/

مدیرعامل شركت خطوط لوله و مخابرات نفت ایران: خودكفایی را از 30 سال پیش شروع كردیم

 

در نگاه اول، بسیار جدی و كمحرف به نظر میرسد اما هم آنها كه او را میشناسند و هم ما كه در حین مصاحبه حتی اشكهایش را هم دیدیم، نظر دیگری داریم! میخواستیم از دستاوردهای چهل ساله انقلاب در شركت خطوط لوله و مخابرات نفت ایران بپرسیم، اما از هر دری صحبت كردیم، از خودش، از انقلاب، از طرحها و پروژههای جاری و مهمتر از همه، از گمنامی خط لولهایها!...

 با مدیری صحبت كردیم كه نسل سوم شركت نفتیهای خانوادهاش به حساب میآید و به شدت به مجموعه تحت مدیریتش اعتقاد دارد. كسی كه معتقد است از حدود 30 سال پیش، كارشناســـان این شركت، به فكر خودكفایی در تامین قطعات مورد نیاز این صنعت بودهاند.

آنچه پیش روی شماست، حاصل نزدیك به دو ساعت گفتگوی صمیمی ما با "عباسعلی جعفرینسب"، در صبح یكی از روزهای سرد دی ماه است!

داستان ورود شما به صنعت نفت چگونه شكل گرفت؟

 من در خانواده‌ای شركت نفتی متولد شده‌ام! به همین خاطر با محیط صنعت نفت تا حدود زیادی آشنایی داشتم. مقطع دبستان، دبیرستان و بخشی از دوران دانشگاه را هم در آبادان زندگی كرده‌ام و از سال 1356 كه وارد دانشكده نفت شدم، عملاً به صورت استخدام پیمانی پالایشگاه آبادان مشغول به فعالیت شدم كه البته بعد از انقلاب اسلامی، نوع قراردادها تغییراتی‌كرد.

همزمان با انقلاب و در دوره‌ای كه در فعالیت دانشگاه‌ها وقفه ایجاد شد، با انجمن اسلامی دانشكده نفت به فعالیت می‌پرداختیم. سپس در شركت گاز اصفهان و بعدها در پالایشگاه اصفهان مشغول به فعالیت شدم. اما بعد از بازگشایی مجدد دانشگاه‌ها، چون رشته‌های ما را دیگر نداشتند، به ناچار برای ادامه تحصیل به دانشگاه شیراز رفتم...

از چه زمانی دوباره به صنعت نفت برگشتید؟!

پس از اتمام درس مجدداً از سال 1364 به صنعت نفت برگشتم و در شركت ملی مهندسی و ساختمان كه آن موقع اسم دیگری داشت، مشغول به فعالیت شدم. حدود 17 سال آنجا كار كردم كه حوزه كاری‌ام عمدتاً طراحی خطوط لوله و اداره طراحی مهندسی بود.

با این حساب، شما سال 1381 به شركت خطوط لوله و مخابرات آمدید!

بله، اواخر همان سال بود.

در ابتدا چه مسوولیتهایی داشتید؟! این را بگوئید تا برسیم به دوران مدیر عاملی شما!

اولیــــن مسوولیتم، معـــــاون فنی مدیـــــــر خطوط لوله بود كه تا سال 1383 ادامه داشت. همزمان، مسوولیت سرپرستی مدیریت مهندسی و طرح‌های شركت هم به بنده سپرده شد و از سال 1384 تا سال 1388 در آنجا مشغول خدمت بودم. سپس در مسوولیت مدیریت خطوط لوله تا سال 1392 انجام وظیفه كردم كه از مهرماه همان سال تا كنون وظیفه مدیر عاملی این مجموعه را انجام می‌دهم.

اوایل فكر میكردید كه روزی مدیرعامل یكی از شركتهای استراتژیك این صنعت شوید؟!

من هیچ وقت به دنبال مسوولیت‌های مدیریتی نبوده‌ام و همیشه به من تكلیف شده است. واقعیت این است كه هیچ وقت داوطلب نبوده‌ام و ترجیح من، كار كارشنـــــاسی است. در رده‌های پائین‌تر، فرد راحت‌تر می‌تواند زندگی كند و آرامش بیشتری دارد. مسوولیت‌های مرتبط با عملیات واقعاً سخت و دلهـره‌آور است. همیشه ترس این وجود دارد كه اتفاقی بیافتد! در منزل ما وقتی چند بار تلفن من زنگ می‌خورد، خانـــــواده نگران می‌شوند كه نكند اتفاقی افتاده است! این دلهره حتی به خانواده فرد هم سرایت می‌كند.

با این تفاسیر، میتوانیم بگوئیم كه این یكی از ویژگیهای كار در صنعت انتقال نفت است؟!

بله، كاملاً! و این ویژگی در طول عمر 40 ساله انقلاب، بیشتر هم شده است. در دوران جنگ، مدام مراكز انتقال نفت ما را هدف بمباران قرار می‌دادند اما با رشادت، ایثار  و فداكاری‌های كاركنان این صنعت، چرخه سوخت‌رسانی هیچگاه متوقف نشد. ما همواره مدیون ایثارگری‌های شهدا و جانبازان شركت هستیم و انشاالله بتوانیم هدف آنها را سرلوحه كار خود قرار دهیم و البته كاركنان خدوم و كم ادعای ما همواره این را ثابت كرده‌اند.

به نكته خوبی اشاره كردید! در سال 1395، در یك مراسمی وزیر، كاركنان خطوط لوله و مخابرات را سربازان گمنام، خدوم و كم توقع صنعت نفت نامید. تعبیر شما از این صحبت وزیر نفت چیست؟

قبل از شروع آن مراسم، از آقای وزیر تقاضا كردیم بازدیـــدی از مجمـوعه ما داشته باشند كه ایشان گفتند از قدیم با فعالیت‌های مجموعه ما آشنایی دارند و خصوصاً روی منطقه كرمانشاه كاملاً شناخت داشتند. بعداً كه سخنرانی شروع شد خطاب به كاركنان خطوط لوله و مخابرات، آن جمله را گفتند.

اما این جواب پرسش ما نبود!

(با لبخند) ببینید این باور در مجموعه ما ایجاد شده است كه كارشان را بكنند و توقع دیده شدن نداشته باشند. همانطور كه عرض‌كردم از همان زمان جنگ این روحیه وجود داشته است. من گاهی به شوخی به دوستان می‌گویم چون عمده فعالیت ما مربوط به خطوط لوله در زیر زمین است، كار ما حتی در خود مجموعه نفت هم دیده نمی شود! به دلیل پراكندگی و گستردگی دایره خدمت، وظیفه مهمی بر عهده ماست ولی در عین حال این فعالیت‌ها برای عموم مردم ملموس نیست. خطوط انتقال برق و گاز برای مردم ملموس است چون جلوی چشمشان است اما در مورد خطوط لوله متاسفانه این شناخت وجود ندارد، حتی شاید در همین حد هم برایشان سوال پیش نیاید كه این مخازن چگونه پُر می‌شوند! به نظرم تعبیر وزیر محترم، گویاترین پاسخ به سوال شماست!

جایی شده كه شرمنده كاركنان باشید؟

شاید همه آن انتظاری را كه بوده نتوانسته باشیم برآورده كنیم اما در حد توان و امكانات مجموعه، همیشه سعی كرده‌ایم این شرمندگی اتفاق نیافتد. عمده درخواست‌ها، مربوط به اشتغال فرزندان بوده كه ناشی از شرایط حاكم بر جامعه است كه واقعاً جز شرمندگی كاری از دست ما بر نمی‌آید.

با وجود تمام این محدودیتها، آیا مجموعه خطوط لوله را میتوانیم یك "سازمان یاد گیرنده" بدانیم؟

من آینده خوبی را برای صنعت انتقال نفت پیش بینی می‌كنم. اولین دلیل من این است كه سطح تحصیلات و دانش فنی همكاران روز به روز در حال افزایش است و در حوزه كاری خودشان در مورد هر چیزی سوال و فكر می‌كنند. این جدای از آموزش‌های تخصصی ضمن خدمت است. ما از جنبه‌های دیگر هم درحال تولید و رشد هستیم و هدف این است كه نیازهای خودمان را از داخل تامین كنیم.

الان چه اندازه از نیاز شركت در داخل تامین میشود و اصلاً اگر بخواهیم مقایسهای داشته باشیم، شرایط نسبت به قبل و اوایل انقلاب چگونه است؟

من چون آن زمان در بخش عملیاتی و اجرایی خطـــــوط لوله نبوده‌ام، این حوزه را عرض نمی‌كنم اما در بخش مهندسی‌ساختمان، با مشاهداتی‌که از مدارک پروژه‌هـا داشته‌ام، عمده مسوولیت‌های اجرایـی با کارشنـاسان خارجی بوده است، اما الان نیروهای متخصص داخلی این کارها را انجام می‌دهند. قبلاً  کمتر به ما اجازه دخالت می‌دادند و حتی در حین انقلاب چند پروژه خطوط لوله را نیمه کاره رها کردند و به ناچار نیروهای خودمان متولی ادامه کار شدند. متخصصان خودمان آمدند، پروژه‌ها را  ادامه و تمام کردند که باعث شد اعتماد به نفس ‌کارشنـاسان داخلی بالا بـــــرود که بله ما می‌توانیم خودمان هم از پس‌کار بر بیاییم. مثلاً پروژه‌های خط لوله (ری- شاهرود - مشهد)،  (ری- ساری)، (ری- رشت) نیمه کاره رها شده بودند.

اولین پروژهای که بعد از انقلاب تمام کارهایش را نیروهای خودمان انجام دادند، چه بود؟

خط (افرینه -كرمـانشاه) بود و سپــس خط لوله (بندر عباس- رفسنجان) که حدود سال  1365 تا 1366 شروع و به بهره‌برداری رسید. ابتدا حتی بیشتر اجناس مورد نیاز از خارج وارد می‌شد ولی به تدریج و با افزایش توانمندی‌ها، این وابستگی‌کم شد. در حال حاضر حدود 75 تا 80 درصد از تجهیزات و قطعات مورد نیازمان را از تولیدات داخلی تامین می‌کنیم.

چه عاملی باعث شد این جرات را پیدا کنیم؟

واقعاً روحیـــــه‌ای ‌که باعث شد این توانمندی‌ها را به دست بیاوریم همان فرمایش امام راحل بود که فرمـــــودند ما می‌توانیم. ما تجربه کردیم و این جرات را  به دست آوردیم تا خودمان کارها را  انجام بدهیم‌ که این به لطف محدودیت‌هایی بود که برایمان بوجود آورده بودند! بعد از آن به این فکر افتادیم ‌که حتی قطعات مورد نیاز را خودمان تولید کنیم ...

پس میتوانیم ادعا کنیم که پیشبینی تحریم را کرده بودیم؟!

من با افتخـار اعلام می‌کنـــــم که تلاشگــــران و کارشناسان صنعت نفت از حدود 30 سال پیش به فکر تولید داخلی و خودكفـــــایی در تامین نیازهای شركت بودند. یعنـــــی همـــــان زمانی که ما آنقدرها هم تحریم نبودیم. همان زمانی که رابطه ما با شرکت‌های خارجی آنقدر خوب بود که با یک تماس تلفنی جنــس را برای ما می‌فرستادند! ما از همان موقع به دنبال ایجاد توانمندی و قطع وابستگی به شرکت‌های خارجی بودیم. خوشبختانه روند این 40‌ساله، روند خوبی بوده و کارهای ارزشمندی صـورت گرفتـه است. ما الان بعـد از 40 سـال در نقطـــــه‌ای هستیم که پاسخـــــگوی بسیاری از نیازهای خودمانیم. ما توانسته‌ایم این مجموعه را علی رغم تمام محدودیت‌ها و تحریم‌ها در وضعیت نسبتا خوب بهره برداری حفظ کنیم. اکثر خطوط ما با ظرفیت کامل کار می‌کنند. ما تجهیزاتی نداریم که به علت نبودن قطعه، بی‌استفاده مانده باشد.

در حال حاضر عمدهترین نیاز مجموعه خطوط لوله و مخابرات را چه میدانید؟

صنعت انتقال، یك حلقـــــه رابط بین دو بخـــــش بالادستی و پائیـــــن دستی است. در مطالعه قانون صنعت نفت هم اگر دقت كنیم، خطوط لوله انتقال نفت خام در بخش بالادستی و فرآورده و خطوط انتقال آن در بخش پائین دستی حساب می‌شود. ویژگی این شـــــركت این است كه حلقه رابط این صنعت است. بازسازی و نوسازی تجهیزات صنعت انتقال به عنوان صنعتی كه همیشه مورد نیاز است، بسیار مهم و ضروری است. پیش بینی‌هایی برای این كار شده بود، اما متاسفانه در بودجه سال جاری با كم لطفی مواجه شد. البته امیدواریم در سال آینده یك ردیف بودجه مشخصی برای این امر اختصاص داده شود چرا كه یك نیاز ضروری است و برخی از خطوط ما دچار خوردگی و در معرض آسیب دیدگی هستند.

طرحها و پروژههای شرکت چگونه تعریف میشوند؟

فعالیت‌های پروژه‌ای را در دو بخش می‌توانیم تعریف کنیم، یکی توسعه و دیگری نگهداشت. بخش توسعه متناسب با نیازهای جدیدی است که برای ما تعریف می‌شود. مثلا اگر پالایشگاه جدیدی راه اندازی بشود، خطوط لوله می‌بایست خوراکش را تامین و یا فرآورده‌هایش را انتقال بدهد. برای مثال با توجه به توسعه ظرفیت پالایشی در بندرعباس، قطعاً لازم است در انتقال فرآورده‌ها، خطوط لوله خود را تقویت کنیم. پروژه‌های توسعه‌ای را شرکت ملی مهندسی ساختمان انجام و به ما تحویل می‌دهد. اما بخش عمده پروژه‌های ما، نگهداشت است، یعنی بخش نگهداری و تعمیرات. بیش از 70 درصد سرمایه‌های مادی شرکت، خطوط لوله‌ای است که در زیرخاک واقع شده که اگر مراقبت نکنیم، به تدریج دچار خوردگـــــی شده و غیـــــر قابـــــل استفاده می‌شود که قطعاً نیاز به پایـــــش مستمر دارد. تا الان از مجموع 14هزار کیلومتر خطوط لوله، بیش از 13 هزار کیلومترش پیگ‌رانی شده. البته پیگ‌رانی هوشمند ما 16هزار کیلومتر  بوده، چرا که در بعضی خطوط چند بار صورت گرفته است.

از نظر آماری آیا رکوردی هم زده شده؟!

با توجه به رشد مصرف، در سال گذشته رکورد انتقال بیش از 123 میلیارد لیتر  را  ثبت کردیم، آن هم با توجه به اینکه ظرفیت‌های انتقال ما تغییری نکرده بود. من نمی خواهم الان آمار و ارقام بدهم چون می‌دانم شما دارید زحمت انتشار آمار مقایسه‌ای این 40 ساله را می‌کشید، اما مثلا در بخش انتقال فرآورده‌هـای نفتی، در سـال 1396 نسبت به سـال 1357، بیش از 9 برابر افزایش انتقال داشته‌ایم! بله، ما آمار  را  به تفکیک حوزه‌های مختلف منتشر می‌کنیم.

آقای جعفری نسب! با توجه به توسعهای که در بخش مخابرات شرکت صورت گرفته، خدمات این حوزه، تنها به خود مجموعه محدود میشود؟

مخابرات نقش سیستم اعصاب این شرکت را دارد که کنترل عملیات و ارتباط ما را پوشش می‌دهد. با توجه به توسعه‌ای که بعدا ایجاد شد توانسته‌ایم علاوه بر نیازهای داخلی، به بخش‌هایی از صنعت نفت و حتی بیرون از مجموعه، مانند مخابرات و صدا و سیما هم خدمات بدهیم تا از امکانات موجود، استفاده مشترک بشود.

گفتگوی ما با حال و هوای پیروزی انقلاب اسلامی شروع شد، بهتر است با همان فضا هم پایانش بدهیم! از شعارهای آن دوران، کدامیک را بیشتر دوست داشتید؟!

زیر بار ستم نمی کنیم زندگی.

بهترین لحظه شما در این 40 سال؟

شیـــرین‌ترین لحظـــه، زمانی بود که خبر آزادی خرمشهر را شنیدیم. (بغض می‌کند) چون شرایط بسیار بدی بود و این شیرین‌ترین خبری بود که در تمام عمرم شنیده‌ام. واقعاً این فرمایش حضرت امام خمینی (ره) که خرمشهر  را خدا آزاد کرد، کاملاً ملموس بود برای ما.

و در بخش کاری؟

هر بار که پروژه‌ها به ثمر نشست، بهترین‌ لحظات بود.

 

منبع: نشریه دستاورد شرکت ملی پالایش و پخش فرآورده های نفتی

 

 


٠٩:٤١ - يکشنبه ١٤ بهمن ١٣٩٧    /    شماره : ١١٤٧٢    /    تعداد نمایش : ٤٢٣