صفحه اصلی > اخبار 
اخبار > چگونه زندگي اقماري را مديريت کنيم؟


  چاپ        ارسال به دوست

گفت‌وگوي «مشعل» با دکتر علي صاحبي، مربي ارشد موسسه واقعيت درماني گلاسر

چگونه زندگي اقماري را مديريت کنيم؟

 

 کارکنان و خانوادههاي اقماري در صنعت نفت به دليل ماهيت شغلي خود با مشکلات گوناگوني روبهرو هستند که بخش زيادي از اين مشکلات، خانوادگي و به دليل عدم تعادل در زندگي و کار است، فردي که به صورت اقماري کار ميکند، مدتي (حدود 14 روز) را در خانه و خانواده حضور ندارد و پس از آن مدتي را به طور کامل در منزل حضور دارد، عدم حضور پيوسته يکي از زوجين در خانواده، مشکلاتي را در روابط عاطفي افراد و تقسيم وظايف و مسئوليتها ايجاد ميکند که در گفتوگو با دکتر علي صاحبي، روان شناس باليني، فوق تخصص اختلالات اضطرابي و وسواس و مربي ارشد موسسه واقعيت درماني گلاسر دلايل پيدايش اين تعارضها و روشهاي حل آن را جويا شدهايم هفته نامه «مشعل» توصيه ميکند، کارکنان و خانوادههاي اقماري صنعت نفت، صحبتهاي کاربردي و شنيدني آقاي دکتر را از دست ندهند.

   آقاي دکتر، علت اصلي به وجود آمدن تعارض در زندگي‌هاي اقماري چيست؟

مشکلات خانوادگي بسيار گسترده است، اما زندگي کارکنان اقماري، مشکلات خاص خود را دارد و به دليل اين که همسر يا پدر و يا در برخي موارد حتي مادر در خانواده حضور ندارد، نقش‌ها به صورت مستقل تقسيم نمي‌شود، در حقيقت عدم حضور دائمي يکي از والدين موجب عدم تعادل در زندگي و نقش‌ها مي‌شود. در چنين شرايطي مادر به عنوان فردي که دائم حضور دارد، تلاش مي‌کند تا بين نيازها و زندگي خود و فرزندان و تکاليفش تعادلي ايجاد کند، اما همسر دوباره وارد سيستم مي‌شود، يعني زن سيستم را براي خودش برنامه‌ريزي مي‌کند و مي‌چيند و زندگي مي‌کند، اما دوباره عاملي وارد مي‌شود و اين تعادل را به هم مي‌زند و چون اين عاملي که جديد وارد مي‌شود، تصميم گيرنده، مشارکت‌کننده و دخالت کننده است، نظم و تعادل به وجود آمده در سيستم به هم مي‌ريزد. وقتي شما سيستمي را تغيير مي‌دهيد، سيستم از طريق خودنظم جويي، نظم جديدي پيدا مي‌کند و خودش را به تعادل مي‌رساند؛ اما پس از تعادل ايجاد شده، دوباره اين عضو حذف شده و به منطقه کاري خود بر مي‌گردد، بنابراين اکوسيستم خانواده اقماري پيوسته وضعيت تعادلي خود را تغيير مي‌دهد و افراد اين خانواده همواره با يک سيستم پوياي به هم خورنده به لحاظ تعادلي روبه‌رو هستند و در چنين شرايطي است که تعارض‌ها به وجود مي‌آيد.

 

چه طور مي‌توان در چنين شرايطي تعادلي نسبي در زندگي ايجاد کرد؟

بحث اقماري بحث جديدي نيست، بسياري از افراد در سرتاسر جهان در شغل‌هاي مختلف به شکل اقماري کار مي‌کنند، خلبان‌ها، ناخداها و... از اين دسته هستند که حداقل 50 درصد و يا بيشتر در خانه حضور ندارند و اين يکي از معضلات شغلي بزرگ سراسر جهان است، در سيستم اقماري يک نفر دو هفته در زندگي خانوادگي و زناشويي حضور دارد و سپس دو هفته نيست، بنابراين با توجه به شرايط ويژه اين خانواده‌ها، بايد اين سيستم يک بازتعريف جدي شود، بخش بسيار مهمي از مديريت چنين سيستمي به اين موضوع باز مي‌گردد که ما از همان ابتدا چه تعريفي براي خانواده، وظايف و مسئوليت‌هاي افراد در اين سيستم داشته‌ايم.

به جديت مي‌گويم در خانواده اقماري بايد تعريفي از نوع، شکل و ساختار رابطه وجود داشته باشد، در اين رابطه بايد بحث اثرگذاري، نفوذگذاري و نفوذپذيري و اختلاف‌هايي که ممکن است به وجود بيايد، به طور کامل تعريف شود. گفت‌وگو، مصالحه و توافق به ترتيب اتفاق بيفتد و يک پلان مشخص براي زندگي وجود داشته باشد، حوزه‌هاي تحصيلي فرزندان و ساير حوزه‌ها مشخص شود و زن و شوهر با توجه به ماهيت شغلي خود، بتوانند تعريف‌هاي کاملا مشخصي از وظايف و مسئوليت‌هاي خود داشته باشند.

 

چطور مي‌توان از ايجاد تعادل در زندگي اقماري مطمئن شد؟

در روابط عادي زناشويي يک ميز سه پايه داريم که يک ميز صاف است و مي‌توان روي آن چيزي گذاشت و مستحکم است، چون سه پايه برابر دارد، اين سه پايه بايد برابر باشد و زن و شوهر تعريف صحيحي از اين سه پايه داشته باشند، اگر يکي از اين سه پايه با ديگري برابر نباشد، ميز هست، ولي ميزي شيب دار است و نمي‌توان از آن به خوبي استفاده کرد، سه پايه اين ميز شامل حقوق، مسئوليت‌ها و فرصت‌هاست، اگر سه پايه ميز زندگي زناشويي با يکديگر برابر باشند، زندگي دچار تعادل است و اگر هر عاملي نظير عدم حضور فرد اين عوامل را از برابري خارج کند، زندگي دچار عدم تعادل خواهد شد، بنابراين زن و شوهر بايد در رابطه، حقوق برابر، مسئوليت برابر و فرصت‌هاي برابر (شامل رشد شخصي، تفريح، استراحت و...) داشته باشند، اما متاسفانه در بيشتر زندگي‌هاي اقماري اين شرايط وجود ندارد، چون مسئوليت‌ها برابر نيست، اگر چه يک نفر در حال کار است، اما ديگري مسئوليت بسياري از مسائل را به عهده دارد، بنابراين وقتي مسئوليت او بسيار بيشتر است، بايد حق بيشتري نيز براي او وجود داشته باشد، اما در عمل چنين نيست، ما نمي‌توانيم مسئوليت بيشتري به يک انسان بدهيم و از او بخواهيم حق برابر داشته باشد و نکته همين جاست که بايد تعريف جديدتري از موضوع داشته باشيم، اين در شرايطي است که برخي از اين همسران کارکنان اقماري خود نيز شاغل هستند و مسئوليت نگهداري بچه‌ها، تحصيل فرزندان، امور منزل و... را علاوه بر شغل خود برعهده دارند؛ پدري که اقماري کار مي‌کند، 12 ساعت کار مي‌کند، 12 ساعت استراحت مي‌کند، بنابراين مي‌تواند کتاب بخواند با دوستانش باشد، ورزش کند و... اما همسر او که در منزل و يا شاغل است، 24 ساعت کار مي‌کند و مسئول است، او حتي زماني که بچه‌ها خواب هستند، مسئوليت نگهداري از آنها و منزل را به عهده دارد، بنابراين در چنين شرايطي نمي‌توانيم مثل يک سيستم خانواده عادي پيش برويم، وقتي نقش‌ها متفاوت است، قدرت هم متفاوت است، پس اجازه دهيم قدرت نيز متفاوت باشد، حوزه‌هاي تصميم‌گيري متفاوت باشد، حوزه مادر و پدر بايد مشخص باشد، وقتي مادر مسئوليت بيشتري دارد و براي مثال تشخيص مي‌دهد که به دلايلي فرزندش نبايد کلاس بسکتبال برود، همسري که حضور کمتري دارد، نبايد در حوزه اختيارات او دخالت کند، چون مسئوليت کمتري دارد.

 

در شرايطي که هر دو (زن و شوهر) به شکل اقماري کار مي‌کنند، شرايط چگونه است؟

زماني که هر دو اقماري کار مي‌کنند، حقوق برابر مي‌شود، ساختارهاي اين دو زندگي (هر دو اقماري يا يکي از زوجين اقماري کار مي‌کنند) با يکديگر متفاوت است، چون حقوق، فرصت‌ها و مسئوليت‌ها در زندگي که هر دو زوج اقماري کار مي‌کنند، تقريبا برابر است.

 

آگاهي از شرايط سيستم چه نقشي در حل تعارضات دارد؟

آگاهي، کليد حل بسياري از تعارض‌هاي زندگي زناشويي است و مي‌تواند اين تعارضات را بسيار کمرنگ کند، اقماري‌ها بايد آموزش ببينند و بدانند ماهيت شغل آنها متفاوت است، نه اين که بدتر يا بهتر است، بلکه شکل و شمايل آن متفاوت است، پس بايد با قواعد خاص خودش بازي کنيم، اين افراد بايد تعريف مشخصي داشته باشند که چه وظايفي به عهده من است و لزوما اين طور نيست که اگر فرد تامين کننده نيازهاي مادي است، مي‌تواند تعيين کننده همه چيز در خانواده باشد، بايد زمان و انرژي را که در خانواده صرف مي‌کنيد، نيز محاسبه کنيد. فردي که حضور و مسئوليت بيشتري دارد، بايد سهم بيشتري از اختيارات داشته باشد، وقتي فرد مي‌بيند اختيارات بيشتري دارد، اگر چه هنوز يک سري مسائل حل نشده باقي مي‌ماند، اما مي‌تواند تا حدي تعادل را برقرار کند و بسياري از تنش‌هاي او کم مي‌شود، بنابراين همسران افرادي که به شکل اقماري کار مي‌کنند، بايد اختيارات بيشتري داشته باشند تا با مسئوليت‌هاي بي‌شمار آنها برابري کند.

 

مشکلات عاطفي عدم حضور يکي از زوجين در چنين خانواده‌هايي چگونه حل مي‌شود؟

همسران به طور کلي از يکديگر انتظار دارند يک رابطه سرشار خوب داشته باشند و اصولا افراد براي همين ازدواج مي‌کنند. در دنياي امروز، افراد براي تامين ماديات و حتي نيازهاي فيزيولوژيک ازدواج نمي‌کنند، امروزه زنان موفق شده‌اند حضوري جدي در بخش‌هاي اقتصادي و اجتماعي جامعه داشته و مستقل باشند   بنابراين با اطمينان مي‌گويم که افراد تنها براي دريافت عشق و احترام با يکديگر ازدواج مي‌کنند و اين انتظار را در طول زندگي مشترک از يکديگر دارند.  در تعريف رابطه ميان افراد، کيفيت رابطه مهم است، نه کميت؛ در زندگي خانوادگي و زناشويي نيز به همين شکل است؛ بنابراين کيفيت زماني که افراد با يکديگر هستند، بسيار مهم‌تر از زمان آن است؛ اقماري‌ها به دليل اين که زماني طولاني از هم دورند و وقتي يکديگر را مي‌بينند، بيش از اندازه در کار يکديگر مداخله مي‌کنند، دچار مشکل مي‌شوند و به اصطلاح روي اعصاب يکديگر مي‌روند؛ بنابراين زماني که با هم هستند، زمان کيفي نيست، اين افراد بايد به اين نتيجه برسند که شرايط ما ويژه است و مديريت زمان کنند، بحث احترام و انصاف در مقوله اقماري بسيار مهم است، چقدر در رابطه با هم منصفانه رفتار مي‌کنيم؟ در رفتار، کردار، بيان و... شان و منزلت يکديگر را تا چه حد حفظ مي‌کنيم؟ وقتي همسرم از منطقه عملياتي باز مي‌گردد، چقدر از او قدرداني مي‌کنيم که دارد در منطقه سخت کار مي‌کند؟ و او چقدر از همسرش قدرداني مي‌کند که دارد در يک منطقه نرم‌، کار سخت مي‌کند؟ مدرسه بچه‌ها، غذا و پوشاک، درگيري‌هاي اجتماعي بچه‌ها، چقدر بابت اينها از همسران زباني و رفتاري تشکر و قدرداني مي‌کنيم؟ اما اگر خلاف اين شرايط باشد و هر دو در زماني که باهم هستند، يکديگر را متهم کنند، زمان کيفي نيست، بنابراين خود پديده اقماري  آسيب نيست، بلکه شيوه برخورد با آن است که آسيب است و نياز به پاتولوژي (آسيب‌شناسي) دارد بهترين کاري که مي‌شود انجام داد اين است که مولفه‌هاي اصلي يک رابطه زناشويي سالم را شناسايي کنيم و به زوجين آموزش دهيم که چطور مي‌توانند در اين مدتي که با هم هستند، شان و منزلت انساني يکديگر را رعايت کنند و احترام را در رابطه حفظ کنند. من اگر وقت کيفي داشته باشم، آنقدر سرشار مي‌شوم که در نبود همسر محروميت‌ها را خيلي زيبا مي‌توانم تحمل کنم. اقماري زيستن، مزاياي خاص خود را نيز دارد، اما مشکل اين است که هر موقع که با يک مسئله روبه‌رو هستيم، مي‌گوييم چه معضلاتي دارد و نمي‌گوييم که چه موهبت‌هايي در کنار خود دارد، بنابراين تمامي اين مواد بايد به کارکنان و خانواده‌هايي که به شکل اقماري کار و زندگي مي‌کنند، آموزش داده شود. در مناطق عملياتي صنعت نفت رسيدگي موردي به مشکلات روان‌شناسي اثر چنداني ندارد، بلکه روان‌شناسان بايد در اين مناطق حضوري فعالانه و جدي داشته باشند و اين آموزش‌ها را همواره به افراد ارائه دهند.

 

مشعل : آرزو عطايي


١٠:٠٢ - دوشنبه ١٦ مرداد ١٣٩٦    /    شماره : ١٠٧٧٧    /    تعداد نمایش : ٢٥٧



خروج




دسترسی سریع
تابلو اعلانات
آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 9894946
 بازدید امروز : 3858
 کل بازدید : 29220164
 بازدیدکنندگان آنلاين : 21
 زمان بازدید : 0.5469